الملا فتح الله الكاشاني
372
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
محض فضل است و در اين تنبيه است بر آنكه مراد بزياده فضل است * ( وَتَرْهَقُهُمْ ) * و نپوشد ايشان را * ( ذِلَّةٌ ) * خوارى و رسوايى يعنى آثار مذلت بر ايشان هويدا گردد * ( ما لَهُمْ ) * نباشد مر ايشان را * ( مِنَ اللَّه ) * از عذاب خدا * ( مِنْ عاصِمٍ ) * هيچ نگه دارنده يعنى هيچكس عذاب از ايشان باز نتواند داشت و سخط خدا از آنها رفع نتواند كرد و يا ايشان را از جانب خدا و از نزد او عاصمى و حافظى نباشد و تيرگى وجه ايشان بمثابه بود كه * ( كَأَنَّما أُغْشِيَتْ ) * گوئيا پوشيده شده است * ( وُجُوهُهُمْ ) * رويهاى ايشان * ( قِطَعاً مِنَ اللَّيْلِ ) * بپاره هاى از شب * ( مُظْلِماً ) * در حالتى كه آن شب تاريك بود مرا دو صف وجوه ايشانست بكثرت سواد كقوله تعالى وَيَوْمَ الْقِيامَةِ تَرَى الَّذِينَ كَذَبُوا عَلَى اللَّه وُجُوهُهُمْ مُسْوَدَّةٌ يعنى رويهاى ايشان از غم و اندوه و حرارت دوزخ چون شب تيره سياه گردد و اين حال است از ليل و عامل در او اغشيت زيرا كه او عامل است در قطعا كه موصوفست بجار و مجرور و عامل در موصوف عامل است در صفت * ( أُولئِكَ ) * آن گروه كه كاسبان سيئاتند يعنى مشركان و منافقان * ( أَصْحابُ النَّارِ ) * ملازمان آتش دوزخاند * ( هُمْ فِيها ) * ايشان در آتش * ( خالِدُونَ ) * جاويد باشندگانند يعنى هرگز روى رهايى از عذاب ندارند و چون مراد از آية كفارند پس وعيديه را نرسد كه احتجاج نمايند به اين بر آنكه صاحب كبيره مخلد خواهد بود در دوزخ و چون ذكر جزاى كفار و اهل ايمان نمود در عقب آن توقيت جزا ميفرمايد بقوله * ( وَيَوْمَ نَحْشُرُهُمْ ) * و ياد كن روزى را كه حشر كنيم نيكان و بدان را * ( جَمِيعاً ) * همه ايشان يا بترسيد از روزى چنين كه جميع ابرار و فجار در آن محشور گردند * ( ثُمَّ نَقُولُ ) * پس گوئيم * ( لِلَّذِينَ أَشْرَكُوا ) * مر آنان را كه شرك آوردند * ( مَكانَكُمْ ) * بايستيد بر جايهاى خود * ( أَنْتُمْ وَشُرَكاؤُكُمْ ) * شما و شريكان شما كه بدون من پرستيدهايد يعنى بتان تا به بينيد كه چه با شما كنيم * ( فَزَيَّلْنا بَيْنَهُمْ ) * پس جدا كنيم ميان كفار و معبودان ايشان و قطع و وصل كنيم آن چيزى را كه ميان ايشان بوده از وسايل و بپرسيم از كافران كه چرا پرستش بتان كرديد گويند ايشان ما را بعبادت خود فرمودند حقتعالى بتان را بسخن در آورد * ( وَقالَ شُرَكاؤُهُمْ ) * و گويند شريكان ايشان يعنى بتان * ( ما كُنْتُمْ ) * نبوديد شما * ( إِيَّانا تَعْبُدُونَ ) * كه ما را پرستيد بلكه شما هواى خود را پرستش ميكرديد چه آن امر شما بود باشراك آنچه شريك ميگردانيديد به خدا و گويند كه مراد بشركا